«داستان های رو به رو» پیوندی بین دیروز و امروز

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ این کتاب ، در قالب حکایت‌های کوتاه و داستانک، با سیره (اخلاق عملی و روش برخورد) نوشته شده است که ماجراهای مختلف تاریخی را بازگو می کند .

این کتاب ، مباحث دینی و ارزش های انسانی را بازگو می کند و روایتی داستانی است .

بخشی از کتاب داستان‌های رو به رو

از میان مسافرانی که از قطار پیاده می‌شدند، راهی گشودم و خود را به سواری‌هایی که در انتظار مسافر بودند، رساندم. پیرمرد لاغری که حتی ابروهایش هم سفید شده بود، لبخند زنان از من پرسید: «کجا آقا به سلامتی؟» از او خوشم آمد. مقصدم را گفتم. گفت: «ده هزار تومان.»

با آن که زیاد بود قبول کردم. به پراید نوک مدادی‌اش اشاره کرد: «ساک را بگذار عقب و سوار شو. یک مسافر دیگر پیدا کنم، رفته‌ایم.»

روی پا‌های دردناکش لنگید و به سوی مسافران رفت. هوای سحری، نشاط‌انگیز بود. ترجیح دادم ساک در دست، کنار پراید بایستم و منتظر بمانم.

سرانجام پس از چند دقیقه، پیرمرد با مردی آراسته از راه رسید. هردو سوار شدند. پیرمرد ماشین را روشن کرد تا راه بیفتد. از کنار شیشه آرام به شانه‌اش زدم: «کجا عمو؟ مثل این‌که مرا یادتان رفت!» جوری نگاهم کرد که انگار به جا نمی‌آورد.

– با شما که طی نکردیم. آقا دربست گرفتند. مسیرمان فرق دارد.

گفتم: «طی کردیم. گفتید ده تومان. گفتید سوار شو. چون هوا خوب بود، سوار نشدم و تا حالا منتظر شما بودم.»

گاز ماشین را گرفت و در حین رفتن گفت: «می‌خواستی سوار شوی.»

حجت الاسلام مظفر سالاری پیش از این کتاب های «نیمه شبی در حله»،«ﮔﺸﺎﯾﺶ داﺳﺘﺎن»،«سفرنامه‌­ی الیزابت » و“قایق راندن به اقیانوس” را به رشته تحریر در آورده است.

«داستان های رو به رو» پیوندی از دیروز و امروز